حرف هااااااااااا


آرامش آن است که بدانی؛

 

در هر گام، دست تو در دست خداست؛

 

«لحظه هایتـــــــ آرام»


کشاورز و ساعتش

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.
بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.
کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.
کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.
پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند.
هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.




سپندارمذگان یا ولنتاین؟!

اینک زمین را می‌ستاییم؛

زمینی که ما را در بر گرفته است.

ای اََهوره‌مَزدا !

زنان را می­ستاییم.

زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند

و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.

اوستا - یسنا ۳۸ - بند ۱

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.

گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ واژه­ «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند.


آیین‌ها و دیگر نام‌ها

این جشن را با نام‌های جشن برزیگران هم نامیده‌اند. در روز اسپندگان چند جشن با مناسکی به‌خصوص بر‌گزار می‌شده‌است. نخستین آنان جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که ویژه زنان بود. در این روز مردان برای زنان هدیه می‌خریدند و از آنان قدردانی می‌کردند. امروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسپندگان قدردانی از زنان است. در زمان گذشته -چنانکه ابوریحان روایت کرده‌است- عوام کارهای دیگری هم می‌کردند چون آیین‌های جادویی برای دورکردن خرفستران. اما ابوریحان این آیین‌ها را تازه و نااصیل خوانده‌است.


تنهایی

همین که تنهام دلیل نمیشه شاد نباشم...

همین که تنهام دلیل نمیشه لباس خوب نپوشم...

همین که تنهام دلیل نمیشه به خودم نرسم...

همین که تنهام دلیل نمیشه برای آیندم تلاش نکنم...

همین که تنهام دلیل نمیشه واسه خودم عطر نخرم...

همین که تنهام دلیل نمیشه زیر بارونای عاشقانه قدم نزنم...

آره من تنهام...تنها....

تنهایی بهتر از دروغ شنیدن

از دوستت دارم های الکی....از فدات شم های الکی....

از شنیدن عزیزم های الکی...

آره من تنهام....

فکر نکنی تنهایی تقدیر منه...

نه...

تنهایی ترجیح منه....

       

      یادت باشه تنهایی بهتر از با هر کسی بودنه...



عزیز دل....

گوشه ی چشمتو بکش...چه نوشته ای تو این تصویر میبینی؟

کشور مستـقلی بنام قـلـب


اندکی صبر کنید تا بتپد....


فاصله غم تا شادی


سلام

خوبید همگی؟؟نرگس مهربونم ،ندا خانومه گل،نوشین جان،همه ی دوستانی که این چند روزه همدردم شدن... ممنونم از همتون

اومدم که هم تشکر کنم هم اینکه یه خبر خوب بدم همونجوری که تو غمم همدردم شدین تو شادیمم سهیم باشین.قربون خدا برم و حکمتاش که فاصله غم و شادیمون رو کوتاه کرده ،هر اتفاقی تو زندگیمون حکمتی داره که ما از درکش عاجزیم...طعم خاله داشتن رو تا حالا نچشیدم ،ولی خدا رو صدهزار مرتبه شکر دارم خاله میشم.تو این اوضاع سخت این فسقل هممون رو شاد کرده ولی کاش کاش کاااااااش عموم بود و این خوشحالی صد برابر میشد وقتی میشنید داره دوباره نوه دار میشه...ما هم کههههههههه اولین نوه و شیرییییییین

نمیدونم خوشحال باشم یا نه ؟؟ اگه خوشحال باشم غم عموم هنوز سنگینه برام ،اگه ناراحت باشم حس خاله شدن رو چیکار کنم پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا به گرفتن و دادنت شکر، راضیم به رضایت....


       دنیا رو براتون شاده شاد و شادی رو براتون دنیا دنیا آرزو دارم...

پیش فروش نکنید...

زورم نمیرسه....

می دونی بعضی روزا دیگه
نه خاطــــره . . .
نه بـــــغض . . .
نه اشکـــــــــــــ . . .
هیچ کدوم دردی ازت دوا نمی کنه
می شینی و زل می زنی یه گوشه
زانوهاتو بغـــــــــل می کنی
و با خودت میگی
دیگــــــــــــــه زورمـــــــــــــ نمی رســــــــــــه...
نمی رســــــــــــه....

.........

از آدمــا نپرسید " چـــرا " ناراحتن ...!

برای اشکـــ ـهــآ وبغض ـهــآیشان ..." دلیــل " نخواهید !

بغض ـهــآی ناخواستهـ ...

گریهـ ــهآی بی ارادهـ

دلیل نمیخواهد !!

بهــآنهـ نمیشناسد ...!

یک" دل پـــُر"میخواهد ...

ویکــــ "حس عجیبــــــ"!

کهـ نهـ " او" میتواند توضیح دهد

و نهـ " تو " میتوانی درک کنی ...

پس "بدون" سوال کنارش بــاش!

ـهـمین!